ساخته شده و قراردادي براي دو تصوير طلاكاري با گادفري پرست و نيكولاس بروكر مسگر در لندن بسته شد. تصوير زيباي ادوارد شاهزادهٴ سياه (1330 ـ 1376)، در كانتربري احتمالاً كار جان اورچارد است. گرچه ميناكاري روي جقه و بند شمشير بايد كار ليموژ باشد.
در جريان جنگ [جهاني دوم] لازم شد مجسمهها به نقطهٴ امني انتقال داده شوند. پيش از استقرار مجددشان در وستمينستر، آنها را در موزهٴ ويكتوريا و آلبرت به نمايش گذاشتند، جايي كه در آن ميشد آنها را به دقت بررسي كرد و عكسهاي خوبي برداشت.
اين نمونهها نشان ميدهد كه كار بر روي برنج و مس پيش از پايان سدهٴ چهاردهم به مرحلهاي عالي رسيد. ولي معلومات ما در زمينهٴ فنوني كه به كار برده ميشد بسيار كم است و اين نمونهها و نمونههاي ديگر براي مورخ هنر جالبتر از مورخ تاريخ فنآوري است.
4. چاپ در شرق و غرب
خاوردور
فن چاپ با قدرتي روزافزون در خاوردور ادامه يافت، ولي بدون اينكه مصالح آن بهتر شود.
بنابراين، فهرستي از آثار عمدهٴ آن زمان بيشتر ارزش كتابشناسي خواهد داشت تا فني. بهترين مرجعهاي اطلاعات كتاب چاپ كاوازه به ژاپني در سال 1937 و
Ti'eh ch'in tung چاپ1922، به چيني است، كه در فصل هفتم در مورد چاپ بررسي شد.
چاپ در ژاپن، بيشتر منحصر به آثار چيني و سوتراهاي بودايي بود و اين فرايند از آغاز چاپ تا پايان عصر كاماكورا در 1338، همينطور بوده است1. از سال 1400 به بعد، انتشارات ژاپني با تقليد از آثار عصر سونگ يا يوآن به انتشار پرداخت، كه به نامهاي صومعههاي ناشر آنها گُزان ـ هان يا كُيا ـ هان ناميده ميشدند.
در چين و كره، چاپ حروفي جاي خود را به روش قديمي چاپ باسمهاي داد و بار ديگر به چاپ حروفي بازگشت. اين بدان سبب بود كه چاپ حروفي صرف نميكرد و هنگامي كه متن مصور بود، در ميان تصاوير گم ميشد. هزينهٴ يك دست حروف جور (كمپلت) از مفرغ و مس طبعاً خيلي زياد بود و ممكن است خواسته باشند فلز گرانبها را براي مقاصد ديگري به كار برند.
باسمههاي چوبي كمخرجتر بود و كمتر به درد غارتگران ميخورد و اگر دزديده يا گم ميشد، آسانتر ميتوانستند جايش را پر كنند.
با ظهور سلسلهٴ جديد پادشاهي لي (1392)، رستاخيزي در چاپ حروفي در كره پديد آمد و